X
تبلیغات
رایتل


نیلوفر آبی(مطالب خواندنی )
عکس و کلیب ومطالب جالب
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
 
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدمکه بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستمچون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ،
 
خیلیدانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردمدوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
 ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت که من آن نبودم......
هیچ کس کامل نیست

[ شنبه 1 بهمن 1390 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ مدیریت ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
لینک های مفید
امکانات وب